"واذ اخذ ربک من بني آدم من ظهورهم ذريتهم واشهدهم علي انفسهم الست بربکم قالوا بلي شهدنا ان تقولوا يوم القيامه انا کنا نحن هذا غافلين"
اونوقته که پیامبر دلیل خدا نیست!
ایمان نمیآورم به خدایی که پیامبر خبر از او میدهد!
ایمان میآورم به پیامبری که خبر از خدای آشنایم میدهد! خدایی که پیش از نبی میشناختمش!

اما در این شناخت و مشاهده، تصوری از خدا برایم ساخته شده؟
عقل من چقدر خدا را می شناسد؟ اصلا چقدر میتواند که بشناسد؟ آیا توانایی اش از "رد انکار خدا" بیشتر میتواند که باشد؟
اگر شناخت عقل را منکر شوم، جای خداهای تقلبی را نگشودهام؟ آنوقت اثر ایمان به خدای من چه تفاوتی با اثر ایمان به خدای دیگر دارد؟
مهم است؟ همه چیز که به کارکرد نیست؟